الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

17

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

لو شئت ذكرى فى عام رحلته * فاذكر « مسى و بهاء الدين قد ذهب » كه اين شعر بر سنگ قبر وى حك شده بوده است . كشكول ( كتاب حاضر ) كلمه كشكول در لغتنامه دهخدا چنين ترجمه شده است : كشكول : گدا باشد يعنى شخصى كه گدايى مىكند . ( برهان ) . كجلول . ( انيس الطالبين بخارى ) . كاسه گونه‌اى باشد كه درويشان و صوفيان به كار برند و در آن ما يحتاج خود از خوراكى و ماليات مال و صدقات ريزند . خچكول . در برهان آمده معنى آن كشيدن بدوش است چه كش به معنى كشيدن و كول دوش و كتف را گويند . در حاشيه برهان قاطع به نقل از تفسير الفاظ الدخيله بستانى گويد : از آرامى « كنش كل » ( بضم اول و كسر دوم و ضم چهارم ) يعنى جامع كل شيئى و مراد محفظه‌اى است كه درويشان و گدايان هرچه از مردم ستانند در آن نهند . كشكول پوست نارجيل دريايى است كه در جزاير نزديك به خط استوا عمل مىآيد و شبيه به كشتيى است با رنگ سياه دو طرف لبه آن را سوراخ كنند و زنجير يا ريسمان بندند تا بتوان بدست آويخت و آن كاسه گدائى درويشان است و آن‌گاه كه بر درخت است دو كشكول بهم چسبيده است و در ميان آن مغز نارجيل است : دلم از قيل و قال گشته ملول * اى خوشا خرقه و خوشا كشكول كتاب حاضر كتابى كه در پيش‌رو داريد ، ترجمه‌اى از كشكول شيخ بهايى است . بخشى از اين ترجمه كه عمدهء حكايات را دربرمىگيرد به تاريخ محرم الحرام 1222 قمرى ، در زمان فتحعلى شاه قاجار و به انشاى شيخ محمد قسيم مردوخى از علماى كردستان و املاى شخصى به نام فضل الله بن احمد بيك كردستانى ، نگارش يافته است . وى درباره خود چنين مىنويسد : « اما بعد : راقم اين حروف خجسته رقم و ناظم اين نكات لطافت شبنم ، اقلّ عباد الله ، فضل الله بن احمد بيك چنين گويد كه والد اين حقير بىبضاعت ، كردستانى و از تقديرات ايزد سبحانى از انقلابى كه به كردستان اردلان روى داده ، رشتهء نظم انعقاد